تبلیغات
افغانستان آزاد - معرفی شاعران افغانستان
افغانستان آزاد
جهان میهن من است ومهربانی دین من...
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


ما همان گودی پرانایی(بادبادک بازهایی)هستیم که این بار به جای گودی(بادبادک) خودمان پرواز کرده و به غربت امدیم.
myafghan وبلاگیست برای همبستگی برای افتخار.. افتخار به ملیتمان و کشورمان ..
وبلاگی دور از نژادپرستی هایی که مارا اواره کرده...

مدیر وبلاگ : ‏‎ ‎حنیفه قربانی
نظرسنجی
اگرقرارباشدشماکشورخودافغانستان را رنگی بکنیدکدام رنگ راانتخاب میکردین؟






محمد امین عندلیب
میر غیاث الدین غیاثی
عایشه افغان
محمد ابراهیم صفا
شکریه عرفانی
محمد حسین محمدی

 

 

نویسنده:حنیفه قربانی

محمد امین عندلیب

محمد امین عندلیب فرزند سردار غلام محمد خان طرزی در سال 1272 و به قولی 1271 و به قول دیگر 1268 در شهر قندهار دیده به هستی گشاد. او در خانواده ای پا به عرصة وجود نهاد كه همه اهل ادب وسیاست بودند. از این رو عندلیب هم در شعر و هم در سیاست دست بلند داشت. با وجودی كه 22 سال بیش عمر نكرد ولی آثار ناب از خود به یادگار گذاشته است.  دیوان عندلیب مشتمل است بر غزلیات، مخمسات، رباعیات، یك مثنوی ناتمام و یك رساله به نام ناز ونیاز.  عندلیب در سال 1292 هجری قمری در اثر وبای عام در قندهار وفات یافت. آن چه از آثار وی معلوم می گردد این است كه عندلیب نسبت به پدر و همچنان حضرت بیدل علاقه مندی خاص داشت و همیشه با ارادت خاص از آن ها یاد كرده است نمونه اش این شعر است كه برای پدر سروده:

آن كعبة جان درد مندان

وان قبلة سجده نقشبندان

از طرز بهار فیض سرمد

فاخر به غلامی محمد

یا این شعر كه برای بیدل سروده:

پیرو بیدل به گلزار سخن شو عندلیب

مرشد صاحبدلان اهل معنا بیدل است

عندلیب در شیوة شعر سرایی نیز  مطیع بیدل می باشد و به پیروی از او سروده های زیبایی را آفریده است. به این نمونه توجه نمایید:

از تماشای نگاهم گل به سر خورشید بست

شبنم اشكم به دوش چشم تر خورشیدبست

دیدة خفاش ازمحرومی تار نظر

هست از رنگ تكدر جلوه برخورشید بست

پرتو حسن تو مه را جوهر سیماب كرد

جلوه ات آیینه را پیش نظر خورشید بست

بسكه فرصت های هستی پرفشان نیستی است

یك تبسم بردل چاك سحر خورشید بست

"عندلیبم" را درون سینه صد مه پرتو است

یاد رویت در دل این مشت پرخورشید بست

میر غیاث الدین غیاثی

میر غیاث الدین غیاثی فرزند میرك در منطقه ای به نام حصارك واقع ساحل دریای كوكچه از توابع جرم بدخشان دیده به دیدار هستی آشنا كرد. كتب متداولة عربی را در زادگاهش آموخت. سپس به هند سفر نمود. در آن جا نیز به تحصیلات خود ادامه داد تا این كه نزد شاه غلام محمد معصوم (معروف به معصوم ثانی) شتافت و در محضر وی به مقام های بزرگ معنوی دست یافت. بالاخره امرمراجعت به وطن را گرفت و به مسكن آبایی خود بازگشت. بعد از مراجعت، بر مسند ارشاد و وعظ نشست. سال های زیادی مردم را به جانب طریقة نقشبندیه دعوت نمود. او سفری هم به حجاز كرد كه در این سفر به مرض تب و لرزه مبتلاگردید . در عالم خواب حضرت ختم مرتب رسول اعظم را دید و با اشارة پیر خود، به پای حضرت افتاد. پیامبر گرامی اسلام دست بر پشت وی كشید و در حق وی دعا كرد. وقتی از خواب بیدار شد هیچ اثری از تب در خود ندید. غیاثی این واقعه را در یك مثنوی آورده است. از غیاثی یك دیوان شعر به یادگار مانده است. این دیوان در سال 1173 ه . ق به قلم غیاثی نگاشته شده و حاوی غزلیات، مخمس و مثنوی های او در 220 صفحه می باشد. مضامین دیوان را اكثراً مسایل عرفانی وتصوفی تشكیل می دهد. غیاثی در سال 1181 ه . ق دار دنیا را وداع گفت و به سرای جاودانگان پیوست . مرقدش در گذر چقورك شهر فیض آباد زیارتگاه خاص و عام می باشد.

ز خود گم شو نظر كن برق حسن بی حجابش را

كه پرتو هاست بر ذرات عالم آفتابش را

درا مستانه چون منصور در میخانة وحدت

كه تا بینی عیان در شیشه ها موج شرابش را

به زهد و پارسایی كی توان رفع حجب كردن؟

مگر از رخ نسیم جذبه بردارد نقابش را

كلیم آسا به طور عشق گردد محو دیدارش

به جان هركس كه نوشد چون عسل زهر عتابش را

به قربانگاه وحدت رفته جان خویش قربان كن

چو اسماعیل جویایی اگر قرب جنابش را

غلام حلقه درگوش در پیر خراباتم

كه غرق نور گشتم تا نمودم سجده بابش را

عجایب شور دارد قلزم "ناصر" غیاث الدین

به خود چون بحر جوشیدم كه تا گفتم جوابش را

عایشه افغان

عایشه افغان فرزند یعقوب علی خان از قوم درانی باركزایی است كه در دورةحكمرانی محمود شاه فرزندتیمورشاه سدوزایی در حدود 1230 می زیسته است. او از سخندانان فاضل آن دوره به شمار می رفته است. با این كه در خاندان سیاست پیشه دیده به جهان گشوده است اما از فعالیت های سیاسی وی كدام اطلاعی در دست نیست. همینقدر گفته شده است كه وی از فضلا وشعرای شهیر دورة خود محسوب می شده است. تنها چیزی كه از او به یاد گار مانده است دیوانی است شامل اشعاری در قالب های ترجیع بند، مخمس، رباعی وغزل. این دیوان در دوران امیر عبدالرحمن در مطبعه حكومتی دركابل به طبع رسیده است. سروده های او در مضامین عاشقانه، اجتماعی و سوگ، سروده شده اند.

بتا به گلشن جنت روم چسان بی تو

مرا كه دوزخ سوزان بود جنان بی تو

قسم كه جز سركویت به نیم جو نخرم

اگر دهند به من حشمت كیان بی تو

سحر به یاد وصالت شدم به طرف چمن

كه بود بلبل شوریده در فغان بی تو

به پیش شمع رخت جان دهم چو پروانه

نگر كه سوخت مرا مغز استخوان بی تو

نزاكت چمن و دهر از گل رویت

بهار عمر گرامی شده خزان بی تو

هزار حیف كه بی وصل دوست می گذرد

كه نیست زینت وهم زیب گلرخان بی تو

شكیب و طاقت وصبر و قرار وهوشم رفت

به باد رفت مرا جمله خانمان بی تو

شود زبان سر مو كجا توانم گفت

چگونه می گذرد ساعت و زمان بی تو

زهجر وصل تو ام نیست طاقت گفتار

گداخت "عایشه" را نیز جسم وجان بی تو

محمد ابراهیم صفا 

محمدابراهیم صفا فرزند ناظر صفر چترالی درسال 1281 ه . ش درشهر کابل دیده به جهان گشود. علوم روزگار را نزد استادان مجرب خود آموخت. زبان انگلسی و اردو را رانیز یاد گرفت ومدتی به حیث اتشة مطبوعاتی افغانستان در کراچی مشغول ایفای وظیفه بود و در این مدت کتب زیادی را هم تألیف و ترجمه نمود. بالاخره در ماه جدی سال 1259 ه . ش چشم از جهان فروبست.اشعار صفا اکثرا در مضامین تعلیمی وعرفانی می باشد.استفاده از واژه هایی چون میخانه، شیخ، ساغر، رند، توبه، گیسو و نگار در سروده های   صفا نشان می دهد که صفا نسبت به زمان خود آشنایی کاملی داشته است واز این جهت اشعار وی  درسیر طبیعی شعر آن دوران قرار دارد.

باز شب جانب میخانه گذاری کردم

شیخ داندکه پس از توبه چه کاری کردم

زندگی بادل افسرده نمی شد رنگین

ازگل داغ درین صحنه بهاری کردم

تا مگر باد ز افتادگیم بردارد

خویشتن را ز تپش مشت غباری کردم

گوهر آنجا که که به کف از دل دریا آید

چه به دست آرم اگر جا به کناری کردم

هوشیاری و صد اندیشه و بایک ساغر

من ازین وسوسه رندانه فراری کردم

پیچ وتابم چقدر داد فلک تا به مراد

دست درحلقه گیسوی نگاری کردم

باتو دلمرده صفا گر سخن از داغ زدم

این چراغیست که روشن به مزاری کردم

شكریه عرفانی

شكریه عرفانی در سال 1357 ه . ش در ولسوالی قره باغ ولایت غزنی با جهان در سخن شد. هنوز ترنم بهاری، آسمان قریه اش را نپوشانده بود كه غم غربت فضای زندگی او را تیره وتار كرد. این بود كه در غربت پناه گزید. تحصیلات ابتدایی، متوسطه ولیسه را در ایران به پایان رسانید سپس وارد پوهنتون در رشته ادبیات دری شد. در سال 1385 ه. ش سفر تازه پیش گرفت و در شهر مسكو اقامت نمود. مدتی هم در پاكستان ماند وسپس به كابل آمد و از آن جا باردیگر به مسكو رفت. اینك مقیم مسكومی باشد. عرفانی از كودكی به شعر علاقه داشت چرا كه پدرش نیز شعر می گفت. هنگامی كه با ادبیات آشنا شد شعر را به صورت رسمی تعقیب كرد و در سال 1374 – 1375 شعر را جدی تر گرفت.

تنت را

آفتاب تبخیر میکند

بهار است

اقیانوس آرامم

ابرهای آبستن

تو را به سرزمین من می آورند

                          می بارند

و رودخانه های شیرینت

برلبانم موج می زنند

 می نوشمت

مرغان دریایی

آوازهای عاشقانه می خوانند

در رگهایم جاری می شوی

در سلولهایم

پنهانت می کنم

ریشه ها جان می گیرند

و تنم

باغ گل سرخی می شود

که عطرش

زمستان دیرسال گذشته را

                  از یاد می برد

دلتنگ نیستم

در سلولهایم

در خطوط سر سبز اندامم

در شکوفه های سپید گیلاس پنهانی

محمد حسین محمدی 

محمد حسین محمدی درسال 1354 درشهر مزارشریف دست آشتی با دنیا داد. او هنگامی كه هنوز از ترنم های صبح بهاری كام جان ترنكرده بود، همراه خانواده اش به ایران كوچید. تحصیلات ابتدایی ولیسه را در همان جا به پایان رسانید سپس وارد پوهنتون دررشته رادیو وتلویزیون شد. اكنون نیز دانشجوی كارشناسی ارشد كارگردانی تلویزیون در دانشكدة صدا وسیمای ایران می باشد. در عین حال مسوولیت تولید شبكه تلویزیونی نگاه دركابل را نیز به عهده دارد.او داستان نویسی وشعر را از اوان جوانی آغاز كرد. تاكنون توانسته ده جلد كتاب را به نشر برساند كه عبارتند از پروانه ها وچادر های سفید( مجموعه داستان/1387 )، انجیر های سرخ مزار( مجموعه داستان/ 1383 ) فرهنگ داستان نویسی افغانستان(پژوهش/1385 )، از یادرفتن( رمان/1386)، یك آسمان گنجشك(شعرجوان/1381 )، باباغور غوری و مادر كلان خیلی خیلی پیر (داستان كودك/1383 )، لی لی لی لی حوضك( شعر كودك/1384 )، بزك چینی( بازنویسی افسانه/1384 )، دختر آفتاب ودیو سیاه( داستان نوجوان/ 1384 )و خوشه ها وملخ( داستان نوجوان/ 1386 ). از محمد حسین محمدی كتاب های دیگری نیز به نام های تاریخ تحلیلی داستان نویسی افغانستان، ماه وماهی، داستان زنان افغانستان، بود نبود بودگار بود و غچی غچی بهار شد زیر چاپ می باشد. محمدی در سال 1383 به عنوان بهترین داستان نویس در ایران شناخته شد و كتاب انجیر های سرخ مزار برندة جایزة ادبی هوشنگ گلشیری گردید. همچنان همین كتاب انجیر های سرخ مزار به عنوان بهترین مجموعه داستان سال 1383 برندة جایزة ادبی اصفهان گردید. در سال 1383 از سوی جایزة ادبی مهرگان به عنوان بهترین مجموعه داستان سال مورد تقدیر قرار گرفت. داستان های دشت لیلی، مردگان، عبدل بیتل و كوكوگل از داستان هایی اند كه برندة جایزه ادبی در مسابقات داخلی در ایران شده اند.

محمدی با تمام این فعالیت هایش به كار های مطبوعاتی نیز همواره مشغول بوده و مسوولیت های كلانی را اجرا نموده است كه از آن جمله می توان به این مسوولیت های اشاره كرد: مدیر تولید شبكه تلویزیون نگاه، مدیر مسوول وسردبیر فصلنامه روایت، مدیر مسوول فصلنامه ادبی هنری فرخار، ویراستار و سردبیر ماهنامه طراوت، مسوول بخش داستان دوهفته نامه گلبانگ، سردبیر ماهنامه غچی، و سردبیر ماهنامه گلستان.

گلدان خالی

غم گین وخسته است

در كنج حویلی

تنهانشسته است

 

گفتم چه خوب است

شادی بیارم

در بین گلدان

یك گل بكارم

 

رفتم سراغش

با بوتة گل

آواز می خواند

در خانه بلبل

 

گل كه شاندم

خورشید تابید

تابید و تابید

تاغنچه خندید

 

خوش حال وشاد است

امروز گلدان

به به چه خوب است

گلدان خندان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
‏‎ ‎حنیفه قربانی
شنبه 21 دی 1392
سه شنبه 23 مرداد 1397 06:38 ق.ظ

Regards, I like this!
can i buy viagra at cvs get viagra no prescription buy viagra online next day delivery uk can you buy viagra at the store buying viagra online safe buy viagra 25mg order online viagra get a viagra prescription order online pharmacy cheap viagra online uk
دوشنبه 22 مرداد 1397 10:18 ب.ظ

Wow lots of beneficial tips.
cialis dosage amounts cialis therapie generico cialis mexico buy name brand cialis on line buy cialis online legal generic cialis at the pharmacy cheap cialis price cialis wal mart pharmacy cialis venta a domicilio india cialis 100mg cost
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 10:45 ق.ظ

You mentioned it superbly.
enter site natural cialis cialis 100mg suppliers cialis 200 dollar savings card cialis tadalafil online cialis generico cialis vs viagra cialis prices generic cialis fast cialis online tadalafil 20mg
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 10:09 ب.ظ

Kudos! A good amount of knowledge.

buy viagra pharmacy buying generic viagra online cheap generic viagra pills online can you buy viagra at cvs buy sildenafil tablets online viagra uk buy how can you buy viagra buy viagra forum online viagra usa buy viagra cheapest
شنبه 18 فروردین 1397 11:42 ق.ظ

You actually expressed it superbly.
tadalafil tablets tadalafilo cialis for sale south africa tadalafilo purchase once a day cialis click now cialis from canada we choice cialis uk generic cialis at the pharmacy wow cialis 20 cialis 20mg prix en pharmacie
یکشنبه 15 بهمن 1396 05:28 ب.ظ
سلام همه وجود دارد، در اینجا هر کسی این دانش را به اشتراک می گذارد
بنابراین خواندن این وب سایت بسیار خوب است و من هر روز این وب سایت را دیدم.
جمعه 17 آذر 1396 06:53 ق.ظ
Just wish to say your article is as amazing.
The clearness on your put up is just excellent and i could assume you are knowledgeable
in this subject. Fine with your permission let me to grasp your
feed to keep up to date with imminent post. Thank you
1,000,000 and please continue the enjoyable work.
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:53 ب.ظ
It's genuinely very difficult in this full of activity life to listen news
on Television, thus I just use internet for that reason, and obtain the most up-to-date
information.
شنبه 14 مرداد 1396 04:37 ب.ظ
Nice post. I was checking constantly this blog and I am
inspired! Very useful info specially the last part :)
I deal with such information much. I was seeking
this particular info for a very long time. Thanks and best
of luck.
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:16 ب.ظ
If you are going for most excellent contents like me, simply pay a visit
this site daily as it provides quality contents,
thanks
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:10 ب.ظ
I absolutely love your blog and find most of your post's to be precisely what I'm looking for.
can you offer guest writers to write content for you?
I wouldn't mind producing a post or elaborating on most of the subjects you write about here.
Again, awesome blog!
دوشنبه 5 تیر 1396 01:26 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا نه حل و فصل کاملا با من پس از
برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من
مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در
حالی که کوتاه. من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و
یک ممکن است را سادگی به پر کسانی
که شکاف. اگر شما در واقع که می توانید
انجام من را قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:09 ق.ظ
I quite like looking through a post that can make men and women think.
Also, thank you for allowing me to comment!
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:35 ق.ظ
This information is priceless. Where can I find out more?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی